|
هزل یه شاخه از طنز در ادبیاته و اگه معنی خیلی خودمونی و عامیانهشو بخواین، میشه: طنز پائین تنهای! هزل هم بصورت نثر و هم نظم در انواع قالبهای شعری و سبک های ادبی قابل اجرا و ارائهس ؛ با این وجود مضمامین هزل اکثرا در قالب شعری بکار گرفته شده و صدی نود شعرا کم و بیش دستی بر این آتیش داشتن ؛ منتها قلیلی بیش و کثیری کم و بیش !
دلیل استفاده از هزل هم کاملاً مشخصه ؛ ترکیب دو موضوع کاملاً جذاب و مورد توجه خاص و عام و همین باعث میشه اشعار هزل بسادگی در تمام اقشار جامعه و طبقات فرهنگی نفوذ کنه و طیف تاثیر بسیار گستردهای داشته باشه. هزال، هزل رو مثل پوششی شیرین واسه خوروندن داروهای تلخ و مردم گریزِ تنبیه و تنبه و تنذیر و تنویر بکار میبره و با این کارش مثل پیامبری در تمام اقشار امت خودش تحولی در جهت انسان سازی ایجاد میکنه ؛ کاری که حکیم سنائی و حضرت مولانا بصورت کاملاً بارز و با هوشمندی خاص خودشون انجام دادن و تعابیر والای عرفانی رو در قالب کلماتی و حکایات بظاهر رکیک و شیرین به گوش خلق اله، نه فقط در زمونه خودشون، که در تمام اعصار فرو کردن و من غیر مستقیم تعالیم الهی و دستورات انسان ساز رو به تمام نسلهای بشریت انتقال دادن و سیر این تعلم تا بامروز ساری و پابرجا هست و تا انقراض نسل بشر، همیشه خواهد بود. ... گروه دیگهای از هزالان سلاح هزل رو در راه مبارزه با عوامل استثمار اجتماع مثل جهل و ستم و زور و خرافه بکار می گرفتن و با پوشش خنده و مسخرگی، پرده از روی فریبکاری و کثافتکاری زالوهای اجتماع برمی داشتن و صورت کریه اونا رو بی نقاب به نمایش درمیاوردن. طبیعتاً چنین کاری اصلا بمزاق حضرات زالو خوش نمیومده و نافرم عیش اونا رو منغص میکرده و موجبات سقوط آزاد بی پاراشوت از هپروتشون رو مهیا! پس اونام بیکار نمینشستن و با تمام قوا برای خفه کردن و حداقل بی وجهه کردن اونا بین خلق اله دست بکار میشدن. نسبت دادن صفاتی مثل کافر، زندیق و مفسد و مرتد و حتی مجنون توسط عمله جات کیسهکش کشوری و لشکری و منبری و روا وحلال کردن خون اونا برمبنای همین فتاوی از مصادیق بارز دل چرکینی و خشم اونا از زبان و قلم همین مردم آزاده و فهیم بوده. .... |